دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
212
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
پىير ( بعدها آبه ) مارتن گادرو ( Pere Martin Gaudereau ) روحانى ديگر فرانسوى كه توانمندتر و مطلعتر از پىيرسانسن بود از ميسيونرهايى برشمرده مىشد كه قبل از پايان اين قرن وارد ايران شد . او درسال 1698 م . قائممقام موسيو پىيترو و پائولودىسان فرانسيسكو سراسقف آنتسيرا ( Ancyra ) شد و آن زمانى بود كه سراسقف بهعنوان نماينده پاپ از طريق ايران به هند مىرفت . مأموريت اين هيأت در ايران تجديد امتيازات گذشته و تلاش براى سلطه بر مذهب كاتوليك گريگورى ارمنيان جلفا بود . سراسقف در كسب اين امتيازات موفق بود چون شاه سلطان حسين كه در سال 1694 م . جاى پدرش شاه سليمان را گرفته بود ، نسبت به مسيحيان عنايت و التفات خاصى داشت ؛ ولى سراسقف در مورد مسأله ارمنيان نتوانست كارى از پيش ببرد . گادرو همراه سراسقف ايران را به قصد هند ترك گفت و بالاخره به فرانسه برگشت . گادرو چندسال پس از بازگشت به فرانسه ، منشى اول السنه شرقى در دربار پادشاه فرانسه شد . گادرو علاوه بر نگارش گزارش هيأت سراسقف به ايران ، چندين اثر هم درباره ايران نوشت كه در كتابشناسى آخر اين كتاب ديده مىشود . درباره مأموريت محمد رضا بيك به فرانسه در سالهاى 15 - 1714 م . و راجعبه پىيرگادرو باز هم صحبت خواهيم كرد . كمپانى هند شرقى فرانسه در اواخر سده هفدهم تصميم گرفت دامنه فعاليتهاى خود را در ايران گسترش دهد . دوشاتونوف ( de chateauneut ) سفير فرانسه در استانبول ، ژان بيلن دوكانسويل ( Jean Bilin de Cansevilles ) را كه يكى از بازرگانان هوشمند و بىباك مارسى بود به اصفهان فرستاد ( در سال 1698 م . ) تا ظاهرا منشى ميسيون كاپوسنهاى آنجا باشد . مأموريت اصلى دوكانسويل كسب اطلاعات همهجانبه درباره اوضاع تجارى ايران به نفع كمپانى هند شرقى فرانسه بود . دوكانسويل تا سال 1705 م . در ايران بسر برد و در اين سال به فرانسه برگشت . در سال 1707 م . بار ديگر به ايران اعزام شد و اينبار ديدار او بسيار كوتاه بود . دوكانسويل اطلاعات زيادى بدست آورد و آنها را در يك سلسله خاطرات نگاشت كه اكثر آنها در وزارت امور خارجه فرانسه در پاريس محفوظ است ولى برخى از آنها نام دوكانسويل را ندارد . ضمنا حكومت فرانسه هم درصدد برآمد هيأتى را براى انعقاد قرارداد بازرگانى به ايران اعزام دارد . مأمورى كه براى اين كار انتخاب شد ژان باتيست فابر ( Jean - BaPtiste Fabre ) يكى از اهالى مارسى بود كه سالهايى را در اطراف مديترانه گذرانده بود . او براى انجام كارى كه بر عهدهاش گذاشته شده بود ، چندان كارآيى نداشت . از اينها گذشته وى براى تهيه تداركات سفر چنان در مضيقهء مالى بود كه مجبور شد پول موردنياز خود را از معشوقهاش مارى پتى قرض نمايد . فابر در مارس 1905 م . به ايران عزيمت كرد . همراهان او فرزند جوانش ژوزف ،